حکايتي از کتاب "زندگي يعني ...رهايش" اثر باربارا دابس:
در 20 سالگي فقط يک دعا مي کردم:" خدايا٬ به من کمک کن تا اين دنياي پر از ظلم و ستم را تغيير دهم." و 20 سال مانند يک شير براي رسيدن به اين هدف جنگيدم .ولي ديدم که هيچ چيز عوض نشده است.
در 40 سالگي فقط اين دعا را مي کردم:" خدايا٬ کمکم کن تا در همسرم٬ پدرم٬ مادرم و بچه هايم تحولي ايجاد کنم." و مدت 20 سال مانند يک جانور وحشي براي رسيدن به اين هدف مبارزه کردم و بالاخره فهميدم که هيچ چيز عوض نشده است.
حالا 60 سال دارم و تنها دعاي من اين است : "خدايا٬ کمکم کن تا خودم را تغيير بدهم." و معجزه رخ داده است. چون اکنون تمام دنياي اطرافم تغيير کرده است!
بله اين است مفهوم عميق رهايش و آزادي.
منبع: http://novin21.blogsky.com
نوشته شده توسط ما ده نفر در 21/2/1389 و ساعت 07:28 | - نظر(1) -